عاشقانه ها

نوشته شده در چهار شنبه 28 دی 1398برچسب:,ساعت 22:29 توسط مونا|

 

به قدر هر چه گل دیدم مرا آزار کردی تو

 

خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو

 

عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمانت

وکار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو

 

چقدر از التماسم آبرویم پیش مردم رفت

 

چقدر این چشمها را پیش مردم خوار کردی تو

 

شنیدم بارها با دیگران بودی ولیکن حیف

 

شهامت مال هر کس نیست پس انکار کردی تو

 

چقدر اشعار زیبایی برایم خواندی وگفتی

وبازی با دل بیمار من بسیار کردی تو

 

شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی

 

و ناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو

 

دلم میخواست عکست پیش من باشد،نشد زیرا

مرا در دادن هرچه که بود اجبار کردی تو

نمی بخشم تو را، او را و هرکس را که بد باشد

 

خدایم خود تلافی میکند هر کار کردی تو


نمی بایست نفرین آخر پیمان ما باشد

مرا اما به این کار غلط ناچار کردی تو

 

دلم را از هرچه نگاه و آرزو کندم

 

 

تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو

 

چه حسنی داشت درد این شکست تلخ میدانم

 

مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو


 

نوشته شده در پنج شنبه 29 دی 1390برچسب:,ساعت 13:54 توسط مونا|

سلام

میدونم که هیچوقت این نوشته هارو نخواهی خوند ولی می نویسم واسه اینکه خودم آروم شم

میدونی عزیز دیگه تو واسم مهم نیستی نه اینکه جایگزینی برات پیدا کردم نه، جای عشق تورو تنفر گرفته تا یک روز پیش هنوز دیوانه وار دوستت داشتم و نمی تونستم تحمل کنم کسی در موردت بدبگه اما حالا چشام باز شده و می بینم که واقعا بدی....

خیلی دوستت داشتم اما حالا....برو بسلامت

نوشته شده در پنج شنبه 29 دی 1390برچسب:,ساعت 13:34 توسط مونا|


آخرين مطالب
» خیانت
» دنیای من دیگه دوستت ندارم
» به وبلاگ خودتون خوش آمدید

Design By : LoxTheme.com